الشيخ رسول جعفريان

40

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )

به اسم دين جنگ نخواهيم كرد . هرگاه فرمايند كه جنگ ما بر سر ملك است ، اين مملكت ويران ، به آن خونها نمىارزد كه از براى ضبطش ريخته خواهد شد . به گزارش محمد عارف « سلطان كه اين عريضهء قشون را مطالعه نمود ، بسيار ملول و محزون گشت . فرمود علما و قضات اردو را جمع كرده ، مسائل آتية الذكر را استفتا نمودند كه خلاصهء سؤال و جواب از اين قرار است : سؤال : اين مذهب كه به اقدامات صوفىاوغلى در ايران رو به شيوع است ، آيا يكى از مذاهب حقهء اسلام محسوب مىشود يا نه ؟ جواب : چون در نزد علماى مذاهب حقهء اهل سنت و جماعت به ثبوت پيوسته كه اين مذهب مخالف با قرآن و سنّت و اجماع است ، لهذا باطل و عدول از اسلام است . هر شخص از اسلام اين طريقه را قبول كرده ، پيروى نمايد ، مرتدّ است . بر پادشاه اسلام واجب است كه مرتدين را به سزا رسانيده ، نگذارد كه در ممالك اسلام اين مذهب ناحق شيوع و رواج يابد ؛ زيرا قرآن را كه كلام خداى قديم ازلى است و كلام قائم به متكلم است ، اينها حادث و مخلوق مىدانند ؛ و معانى شريفهء آن را تأويل مىنمايند . و در هر نوع مسألهء شرعيه كه در حقش محكم نباشد ، قياس را قبول نكرده ، عمل را در ضد آراى اهل سنّت به جا مىآورند و اين ضدّيت را واجب مىدانند . و اجماع امّت را مشروع ندانسته ، شيخين و ذى النورين را غاصب خلافت و مرتد قرار داده ، ناسزا مىگويند و در حق ام‌المؤمنين عايشه انواع افترا و بهتان بسته ، متهم به تهمت‌هاى بسيار شنيع نموده ، لعنت مىكنند و غالب اصحاب كبار ، من جمله غالب عشرهء مبشّره و اصحاب صفّه و بدر و تحت الشجرة را تكفير كرده ، سب مىكنند ، و اهل سنت را بدتر از كافر حربى معرفى نموده ، مال و جان و عرض مسلمانان پاك را براى خودشان حلال مىدانند . غالب چيزهاى حرام را حلال و حلال را حرام كرده ، به احكام قرآن تغيير مىدهند ! محمد عارف به نقل از منابع تركى معاصر سلطان سليم ، مىافزايد : علماى حاضر مجلس جز يكى ، اين فتواى را مهر كرده به دست سلطان دادند . همين فتوا را سلطان به اردو فرستاده اعلان نمود ، بنابراين ، اگر چه لشكر در ظاهر صورت تمكين نشان داد ، اما در خفا به زبان آمده گفتند كه ، ما تاكنون اين حرف‌ها كه از براى ايرانيان غرو و عطف مىنمايند ، هيچ‌يكى را نديده و نشنيده‌ايم و ما نمىتوانيم با ايرانيان مثل كافر حربى جنگ نماييم و اين حرفها را از گوشه و كنار به گوش سلطان مىرسانيدند . در اين هنگام از اسلامبول چاپار آمده ، خبرى به سلطان آورد كه سلطان مجبور به رجعت شد و در همان شب سه تير به سرا پردهء سلطان خالى كردند . تيرها چادرى را كه سلطان مىنشست ، سوراخ كرد و هر چه تجسس كردند مرتكبين اين عمل كىها بودند ، ظاهر نشد . « 1 »

--> ( 1 ) . محمد عارف ، همان ، صص 118 - 119